شناسایی و اولویت‌بندی زیرآمیخته‌های بازاریابی با رویکرد بازاریابی اسلامی در ورود به بازارهای بین‌المللی (مطالعه موردی :کارخانجات گچ استان سمنان)

نوع مقاله: مقاله علمی-پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اداری، دانشگاه سمنان

2 استادیار گروه مدیریت بازرگانی دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اداری دانشگاه سمنان(نویسنده مسئول)

چکیده

امروزه جهانی‌سازی اقتصاد باعث آشنایی با دیدگاه‌های اسلامی درباره‌ی بازرگانی، برای درک عوامل شکل‌دهنده‌ی رفتارهای مصرف‌کنندگان مسلمان، به نیازی برای تجارت جهانی تبدیل شده است. در فعالیتهای بازاریابی توجه به نظام ارزشی به لحاظ نقش و تاثیر مهمی که دارند ضروری می­باشد. هدف از پژوهش حاضر شناسایی و اولویت­بندی زیرآمیخته­های بازاریابی با رویکرد بازاریابی اسلامی در کارخانجات گچ استان سمنان است. جامعۀ آماری، مدیران و کارکنان واحد بازرگانی کارخانجات گچ استان سمنان می‌باشند. نمونه آماری نیز 30 نفر از خبرگان بودند که از جامعة آماری به صورت هدفمند انتخاب شدند. جهت جمع­آوری داده­ها از پرسشنامه استفاده شد و عوامل با استفاده از تکنیک AHPو با استفاده از نرم­افزار Expert Choiceرتبه­بندی گردید. طبق نتایج حاصل از پژوهش آمیخته­های توزیع (اخذ نمایندگی خارجی قابل اعتماد، ارائه نمونه کالا، حذف واسطه­های غیرضروری، تحویل به موقع محصول)، محصول (کیفیت محصول، استفاده از برند اسلامی، بسته­بندی ایمن و مناسب، تطبیق طراحی و کاربرد محصول، توسعه محصول براساس نیاز مشتریان)، قیمت (عدم تبعیض قیمتی بین خریداران، قیمت مناسب و عادلانه و تطبیق قیمت با رقبا) و ترفیع (ترفیعات قیمتی و ترفیعات غیرقیمتی) به­ترتیب بیشترین اهمیت را دارند. همچنین زیرمعیارها به­ترتیب اخذ نمایندگی­های خارجی قابل اعتماد، کیفیت محصول، ارائه نمونه کالا، عدم تبعیض قیمتی بین خریداران، استفاده از برندهای مناسب اسلامی، قیمت­های مناسب و عادلانه، حذف واسطه­های غیرضروری، تطبیق قیمت با رقبا، ترفیعات قیمتی، بسته­بندی ایمن و مناسب، تحویل به موقع محصول، تطبیق طراحی و کاربرد محصول، توسعه محصول براساس نیاز مشتریان و ترفیعات غیرقیمتی اولویت­بندی می­شوند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Identification and Prioritization Marketing sub-mixes with Islamic Approach in the International Markets (Case Study: Gypsum factories in Semnan Province)

نویسندگان [English]

  • Hadi Ghazvini 1
  • Morteza Maleki Minbashrazgah 2
1 Student of Msc in Business Management, DoS in MSc. Student in Marketing Management, Faculty of Economic and Management Sciences, Semnan University, Semnan, Iran
2 Assistant Prof., Faculty of Economic and Management Sciences, Semnan University, Semnan, Iran, (corresponding author)
چکیده [English]

Today, the globalization of the economy causing familiarity with Islamic views of business, has become essential for global trade to understand the shaping factors of Muslim consumer behaviors. In marketing activities attention to value systems in terms of their role and impact is necessary. The aim of this study is Identification and Prioritization marketing sub-mixes with Islamic approach in the international markets. The statistical population is managers and personnel of unit business in gypsum factories in Semnan province. A statistical sample was 30 experts that were chosen purposefully from the population. Data were done from questionnaire and factors were prioritized by using AHP techniques and Expert Choice software.  According to the results of the research place mix (obtaining reliable foreign agency, providing product samples, removed unnecessary intermediaries, delivery of the product on time), Product (quality of product, using of Islamic brand, safe and suitable packaging, adopting design and usage of product, development product based on customer needs), price (lack of price discrimination between buyers, suitable and justly prices and adopting prices with competitors) and promotion (price promotion, non-price promotion) are the most important factors respectively. In addition, sub-criteria of obtaining reliable foreign agency, quality of product, providing product samples, lack of price discrimination between buyers, using of Islamic brand, suitable and justly prices, removed unnecessary intermediaries, adopting prices with competitors, price promotion, safe and suitable packaging, delivery of the product on time, adopting design and usage of product, product development based on the customer needs and non-price promotion are prioritized respectively.

کلیدواژه‌ها [English]

  • "Marketing Sub- Mixes"
  • "Islamic Marketing"
  • "Gypsum Industry"

قرآن کریم

امیرشاهی،میراحمد؛ نقویان، ناصر؛ علوی، سیدعلی و پرورش محسنی، مرجان (1390)، «درآمدی برمبانی بازاریابی در اسلام»، اندیشه مدیریت راهبردی، سال پنجم، شماره دوم، صص 273-221.

بلوچی، حسین؛ حسنقلی­پور، طهمورث؛ ملکی ­مین باش رزگاه، مرتضی و سیاه­سرانی کجوری، محمدعلی (1394)، «بررسی تأثیر اعتماد و هویت برند بر بشارت برند»، کاوشهای مدیریت بازرگانی، شماره 14، صص 59-80.

خمینی، روح ا... (1370)، رساله توضیح­المسائل حضرت امام خمینی رضوان­الله تعالی، تهران: کانون انتشارات پیام محراب

دعائی، حبیب­اله و حسینی رباط، سیده منصوره (1389). «تجارت خارجی بازارمحور، روابط بازرگانی بین­الملل و عملکرد صادراتی، مدیریت بازرگانی، دوره 2، شماره 6، صص 61-82.

روستا، احمد؛ ونوس، داور و ابراهیمی، عبدالحمید (1383). مدیریت بازاریابی، تهران: انتشارات سمت، شماره هشتم.

صامتی، مجید؛ سامتی، مرتضی و اصغری، مریم (1382). «اولویت­های توسعه بخش صنعت استان اصفهان براساس روش و فرایند تحلیل سلسله مراتبی»، فصلنامه پژوهشنامه بازرگانی، شماره 27، صص 59-90.

صنوبر، ناصر؛  متفکر آزاد، محمدعلی و راضی، نسرین (1389).«اثر ارزش­های اسلامی در تصمیم­های آمیخته بازاریابی»، فصلنامه علمی پژوهشی -اقتصاد اسلامی، سال دهم، شماره 37، صص 173-210.

عیدی، فاطمه (1394): «تبیین ارکان الگوی بازاریابی اسلامی»، اندیشه مدیریت راهبردی، سال نهم، شماره اول، صص 25-58.

قزوینی، هادی (1394)، «بررسی تأثیر آمیخته­های بازاریابی بر میزان فروش گچ در شهرستان سمنان»، کنفرانس بین­المللی اقتصاد، مدیریت و علوم کشاورزی

کاتلر، فیلیپ و آرمسترانگ، گری (1386)، اصول بازاریابی، ترجمه بهمن فروزنده، اصفهان: نشر آموخته

کاتلر، فیلیپ و کلر، کولین لین (1393)، مدیریت بازاریابی، ترجمه مهدی امیرجعفری، تهران: انتشارات نص، جلد دوم.

مکارم شیرازی، ناصر (1374)، تفسیر نمونه، تهران: انتشارات درالکتب الاسلامیه، چهاردهم.

ملکی مین­باش رزگاه، مرتضی؛ دهقانی سلطانی، مهدی؛ فارسی­زاده، حسین و باغانی، علی (1394). «بررسی تأثیر ابعاد برند خدمات بر وفاداری به برند در صنعت بانکداری»، تحقیقات بازاریابی نوین، سال پنجم، شماره چهارم، صص 119-138.

نوری طبرسی (1408)، مستدرک­الوسائل، قم: موسسه آل­البیت لاحیاء التراث

Abdullah, K. & Ahmad, M. I. (2010). “Compliance to Islamic marketing practices among businesses in Malaysia”, Journal of Islamic Marketing, Vol. 1. No. 3. Pp. 286-297.

Abul Hassan Chachi, A. & Abdul Latiff, S. (2008). “Islamic Marketing Ethics and its Impact on Customer Satisfaction”. JKAU: Islamic Economy. Vol. 2, No. 1, pp. 27-46.

Abuznaid, S. (2012). “Islamic marketing: addressing the Muslim market”, An- Najah Univ. J. Res. (Humanities). Vol. 26, No. 6, pp. 1473-1503.

Adeoti, J. (2012). “Technology- related factors as determinants of export potential of Nigerian manufacturing firms”. Structural Change and Economic Dynamics, Vol. 23, pp. 481-503.

Akgun, A., Keskin, H. & Ayar, H. (2014). “Standardization and adoption of international marketing mix activities”, Social and Behavioral, Vol. 150, pp. 609-618.

Alom, M. & Haque, S. (2011). “Marketing: An Islamic perspective”, World Journal of Social Sciences, Vol. 7, No. 3, pp. 71-81.

Arham, M (2010), “Islamic perspectives on marketing”, Journal of Islamic Marketing, Vol. 1, No. 2, pp. 149-164.

Bin Yusuf, J. (2010), "Ethical implications of sales promotion in Ghana: Islamic perspective", Journal of Islamic Marketing, Vol. 1, No. 3 pp. 220 – 230.

Boso, N. Cadogan, J. & Story, V. (2012). “Complementary effect of entrepreneurial and market orientation on export new product success under differing levels of competitive intensity and financial capital”, International Business Review, Vol. 21, pp. 667-681.

Busnaina, I. & Woodall, T. (2015), “Doing business in Libya: assessing the nature and effectiveness of international marketing programs in an evolving economy”, International Business Review, Vol. 24, pp. 781-797.

Chung, H., Wang, C. & Huang, P. (2012). “A contingency approach to international marketing strategy and decision making structure among exporting firms”, International Marketing Review, Vol. 29, No. 1, pp. 54-87.

 Fuchs, M. & Kostner, M. (2016). “Antecedents and consequences of firm’s export marketing strategy”, Management Research Review, Vol. 39, No. 3, pp. 329-355.

Garcia, A., Gaitan, J. & Cataluna, F. (2014). External environment and the moderating role of export market orientation. Journal of Business Research. 67 (5): 740-745.

Golarzi, G., Maleki Minbash Razgah, M. & Shahriari, M. (2015). “Investigating the impacts of marketing mix planning on financial performance with the emphasis on the mediating role of customer satisfaction”, Asian Journal of Research in Marketing, Vol. 4, No. 4, pp. 82-95.

Hashim, N. & Hamzah, M. I. (2014). “7P’s: a literature review of Islamic marketing and contemporary marketing mix”, Social and Behavioral Sciences, Vol. 130, pp. 155-159.

Helm, R. & Gritsch, S. (2014). “examining the influence of uncertainly on marketing mix strategy elements in emerging business to business export markets”, International Business Review, Vol. 23, pp. 418-428.

Hussnain, A. (2011), “What is Islamic marketing”, Global Journal of Management and Business Research, Vol. 11, No. 11.

Ishak, M. & Abdullah, O. (2012). “Islamic perspective on marketing mix”, International Journal of Business and Management Studies, Vol. 4, No. 2, pp. 121-131.

Kayabasi, A. & Mtetwa, T. (2016). “Impact of marketing effectiveness and capabilities and export market orientation on export performance”, European Business Review, Vol. 28, No. 5, pp. 532-559.

Kotler, P. (2002). Marketing Management: The Millennium Edition, 10th Ed: Prentice-Hall, Upper Saddle River, NJ.

Mohd Yusof, Y. L. & Wan Jusoh, W. J. (2014). “Islamic branding: the understanding and perception”, Social and Behavioral Sciences, Vol. 130, pp. 179- 185.

Navarro, A., Losada, F., Ruzo, E. & Jose, A. (2010). “Implications of perceived competitive advantage, adoption of marketing tactics and export commitment on export performance”, Journal of World Business, Vol. 45, pp. 49-58.

Ruzo, E., Losada, F., Navarro, A. & Diez, J. A. (2011). “Resources and international marketing strategy in export firms”, Management Research Review, Vol. 34, No. 5, pp. 496-518.

Saeed, M., Ahmed, Z. U. & Mukhtar, S. M. (2001), “International marketing ethics from an Islamic perspective: A value-maximization approach”, Journal of Business Ethics, Vol. 32, No. 2, pp. 127–142.

Schmid, S., Grosch, P. & Mayrhofer, U. (2016). “Configuration and coordination of international marketing activities”, International Business Review, Vol. 25, No. 2, pp. 535-547.

Sheng, L. & Yang, D. (2016). “expending export variety: the role of institutional reforms in developing countries”, Journal of Development Economics, Vol. 118, pp. 45-58.

Snieskiene, G. & Cibinskiene, A. (2015). “Export price: how to make it more competitive”, Social and Behavioral Sciences, Vol. 213, pp. 92-98.

Theodosiou, M. & Leonidou, L. C. (2003). “Standardization versus adaption of international marketing strategy: an integrative assessment of the empirical research”, International Business Review, Vol. 12, pp. 141-171.

Tournoise, L. & Aoun, I. (2012). “From traditional to Islamic marketing strategies”, Education, Business and Society: Contemporary Middle Eastern Issues, Vol. 5, No. 2, pp. 134-140.

Turnbull, S., Howe-Walsh, L. & Boulanouar, A. (2016). “The advertising standardization debate revisited: implications of Islamic ethics on standardization/localization of advertising in Middle East Islamic States”, Journal of Islamic Marketing, Vol.7, No. 1, pp. 2-14.